برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

بایگانی

دستام بشدت درد میکنه

حالم یکم بهتره

امروز عرفه ست و من چن ساله ک روزه نمیگیرم 

دیگه به مذهب اعتقادی ندارم

بد یا خوب

اما قبول دارم ادما باید تو زندگی ایمان داشته باشن

یه نفر در مورد ادمایی که من ازشون مینویسم یه کامنت گذاشته بود که کلا نفهمیدم چی شد

ولی خب من این روزا فهمیدم که رابطه داشتن مال من نیست

و همه رو گذاشتم کنار و الان تنهام

بنظرم من توقعم زیادیه در حالی که بقیه خیلی لش ان

پس من میکشم کنار

تا نمیدونم کی

حالا یه اتفاق جالبتر

یه دوست اجتماعی داشتم که از این ور و اون ور حرف میزدیم  از اونا بود که قیافه براش مهم بود و من بهش گفتم را من فرقی نداره که من خوشگل باشم یا زشت اما یه چیزی که هست اینه که بیان زشت و زیبا بودن یه زن خیلی مهمه و برای من واقعا مهم نیست 

اما ایراد گیری خیلی بده 

عکسمو که دیده بود رو پرفایلم گفت یکی بفرست منم یه عکس خیلی بد براش فرستادم بهم گفت عه چقد شبیه شوهر خالمی

یعنی بیشعوری در حد لالیگا داشت

من به شوخی گرفتم و هی شوخی میکردم میخندیدم بعدش عکس شوهر خالشو فرستاد خب ادمیزاده بگم زشته خوب بود خب خل وزن اونه که به یه خانم میگه شبیه مردی

بعدش افتضاح اونجا بود که من گفتم خوش تیپه و شروع کرد به مسخره کردن حرفم

یعنی اخر توهین بود و من دیدم نه این اصلا خیلی بیشعوره گفتم اقا برا توهینات یکی دیگه رو پیدا کن من نیستم

واقعا بنظرتون این ادم بیشعور نیست؟ اصلا من زشت درسته ادم هم اونو هم منو مسخره گرفته؟

اگه زشتم بگو زشتی

هزار بار اینو گفتم از اینجور حرف زدنا متنفرم

شما بگین من اشتباه میکنم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۰۱ ، ۱۷:۱۶
mina mesri

میرسم به این حس لعنتی

به این حالی که دارم ، از همه چی و همه کس متنفرم از خود لعنتیم از کار لعنتیم و از خانواده ای که همشون به جز این که درد بشن و عذاب وجدان به درد نخور بودن من رو بهم بدن ، بودن

از خونه لعنتیمون

از زندگی چرت و بع درد نخورم 

از دوستای مضخرفم

کاش فقط یه دلگرمی بود میگفتم هستم میگفتم خودم میسازمش اما به درد نخورتر از این حرفا شدم ، از کشور مضخرفم که حال الانم بخاطر بودن توی این شهر و کشور لعنتیه

حالم بده خیلی بد

انگار که اون غمی که سالای سال درونم سنگینی میکرد الان دستاشو گذاشته روی گلوم و با تمام وجودش داره فشار میده دارم خفه میشم اما حتی نمیتونم دست و پا بزنم

ببین من هر روزم اینه یعنی هر روز با اینا دست و پنجه نرم میکنم میرم سر کار مضخرفم و برمیگرم اینجا و همه چیز سوت و کور نه جایی برای رفتن و نه دلی برای گفتن و شنفتن ، هر روزم داره تلف میشه و من چقد خوشحالم برای گم شدن و رفتن این عمر آشغال این زندگی که اگه دستم بود تا الان شاید ۱۰ سالی بود که نبودم دلم میخاد ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۰۱ ، ۲۱:۱۸
mina mesri

یکم تمرین ویلون کردم استادم کنسرت داره 

توی گروه ارکستر پسر موذن زاده فقید

و من مث همیشه که هیچ کنسرتی نیستم نمیرم حتی اگه عرفانی باشه

توی اینستا پر شده از کنسرت پسر شجریان فقید 

اما من بازم با حسرت بهش نگا میکنم

بگذریم

یکم دلم گرفته 

از دست خیلیا اولیش بخاطر اینکه حقوقم وافی و کافی نیست و دلیل موندنم سر کار رو دقیقا همه میدونن چون کار نیست اگرم هست یه خرحمالی دیگه ست با شنر غاز دیگه

پس سنگین یش اینه که بشینم سر جام

بعدیم بخاطر آدما از آدما یجوریایی کلا دل بریدم از هیشکی انتظار ندارم شاید همه مون میگیم ولی ته اش باز امید داریم ولی نه

دیگه برام مهم نیست

هیشکی

به خودم فک میکنم به برنامه هام

فقط

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۰۱ ، ۱۶:۴۰
mina mesri

اگه زندگی آدما هم مث وبلاگ بود اولش باید عنوان مینوشتی

چی مینوشتی؟

چی مینوشتم؟

راستش یه خط از امروزمو نوشتم اما پاک کردم

من تو راه اومدن به خونه با خودم کلی حرف میزنم شبیه نریشنای فیلمای خارجی با کلاس و به درد بخور اما وقتی میام بنویسم انگار اول دبستانیم

چراشو خودمم نمیدونم شاید دلیلش اینه که قلم خوبی ندارم، شاید که نه ،حتما قلم خوبی ندارم وقتی از قلم بحث میشه دقیقا منظورشون همینه

امروز رفتیم بانک و کارای بانکی بابامو انجام دادیم

رفتم سر کار و برگشتم و هیچ تمرینی نکردم

یکم خسته ام

دیگه هیچ کاری نکردم

...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۰۱ ، ۲۲:۳۷
mina mesri

من با  31 سال سن هنوز نتونستم بار روی دوش خودمو کم کنه و هنوز باری بر روی دوش خونواده هستم

از این همه بی مصرف بودن حالم بهم میخوره

ایران بزرگترین مقصر هست هر چند اما خودم مقصر بعدی هستم که نتونستم یه کار نون و اب دار برای خودمو خونوادم درست بکنم

هنوزم لنگ یه قرون دوزار هستم و چقد بد که من الان دارم نفس میکشم

زیر بار قرض و قوله خم شدم

ولی حتی یه منبع در امد ندارم که بگم ایناهاش از اینجا

گوشی خریدم بلاخره بعد از هزار سال اما قرضی و هر شب قبل خواب به این فک میکنم که چ کارایی برای من داره چرا خریدمش چون داشت گرون میشد ؟ منطق بی منطقی بود

نمیدونم چجوری پرداخت خواهم کرد تموم امیدم به استخدام بود که اونم نا امید شد 

میگن شاید اونم شاید 1402 یعنی با این همه وعده و وعید چ کنم

حالم خوب نیست امروز سر صب با کابوس چکی که امروز داشتیم بیدار شدم و بعدش خبر بد و کاری رو رییس دفتر اوستراخچی ام بهم گفت نمیشه

عالی شد

نشستم و کلی گریه کردم 

نه برای نشدن و پول نداشتن

فقط به بی عرضگی خودم

خیلی بی عرضه ام که با این همه سن هنوز نمیتونم نیازای اولیه خودمو رفع کنم

حالم از ایران بهم میخوره

حالم از الانی که دارم بهم میخوره لعنت به نفر اول کشور لعنت بهت که حاله همه جوونای کشور مثه منه

هر روز داریم بهت لعن و نفرین میفرستیم فک نکن قسر در میری

خیلی دلم پره خیلی زیاد

هوا هم شبیه دلم گرفته ست... اردبیله دیگه بیشتر از این ازش انتظار ندارم

چن روز پیش اون مشتریمون که زمستون اومده بودن و من پتو روم کشیده بودم و کلی بهم خندیدن اومده بودند

پسره که اسمش فرهاده بهم گفت     الان خوشحالی هوا گرم شده گفتم ها؟ گفت یادت نیست اومده بودیم میگفتی میخوام از اردبیل فرار کنم خیلی سرده روت پتو کشیده بودی همش داشتی شکایت میکردی الان شناختی 

دوباره کلی خندیدیم

میگه من عکس آسمون اردبیل رو بردم تهرون هیشکی باورش نمیکرد همه میگفتن فتوشاپه :))

تقریبا یکی دو سالی هست از تهران اومدن اردبیل همین زمستون اومده بودن مادر و پسر خیلی خوش حرفین و باهم دوست شدیم از خاطرات کرونام گفتیم کلی حرف زدیم و خندیدیم

بعضی وقتا فک میکنم وفای مشتری ها تو محل کار بیشتر از کار و همکاره

جدیدا بشدت از کارم بدم میاد و هر روز و هر وز دارم متنفر تر میشم میدونم به کار ربطی نداره که من نمیتونم با حقوقش چیزی نه برای دلم و نه برای بقیه بگیرم ربط به این گرونی مسخره داره

ولی نمیدونم چیکار کنم

اگه کاری رو دارین که میتونین دلتون رو بهش خشک کنید و جوابگوی نیازاتون هست پس خوشبحالتون

همین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۰۱ ، ۱۶:۳۶
mina mesri

خبر کنسرت همایون شجریان مث بمب منتشر شده و دیگه نیاز ی به گفتن من نیست

و من که مشتاقم که برم چ کنم

اینجا نشستم و دارم اهنگاشو گوش میدم

دلم گرفته

خیلی

کاش یکی بود میگفت مینا بیا بلیط گرفتم برات     بیا دوتایی بریم

ولی کو

 

 

بگو که از غم عشقت 

چگونه جان برهانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۰۱ ، ۱۷:۵۹
mina mesri

مشکل اینجاست 

که من زیادی باهوشم

شبیه نارسیسما گفتم :)

 

نه واقعا

میتونم لحن حرف زدن ادما رو بفهمم میتونم گردش مردمک چشمای ادما رو بفهمم

میتونم حس کنم حسشون به من چیه

هر چقد هم میخوام خودمو بزنم به اون راه نمیتونم

حتی از مدل حرف زدنشون یعنی از بلندی و پایینی صداشون

حتی اگه بار اول باشه

میتونم بفهمم تو دلشون نسبت به من چی میگذره

 

برام بقیه مهم نیستن

مهم خودمم

من من هستم

مهم اینه مینا اینکه خودتی بدون شباهت به کسی

بدون این که یه رفتاری رو بکنی که خوشامد بقیه ست

خودمم

خود خودم

مهم اینه ، به دل نگیر

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۰۱ ، ۱۷:۲۱
mina mesri

دندونم درد میکنه

دیروز رفتم دانشکده دندونپزشکی و یکی از دندونامو ترمیم کردم ولی گفت این دندونم که درد میکنه رو یکشنبه ترمیم میکنه البته اکه بکنه

شنبه هم میخام برم دندونم که قبلا کشیده بودن ریشه اش مونده رو بدم دوباره بکشند

امروز صب زود از خواب بیدار شدم چون کریم زنگ زد گفت ماشینمو دارن میخوابونن بیمه نامه رو بده 

و من مث بزا شده بودم ، کف پام  بد جور درد میکنه امروز یکم روغن مال ی کردم و یکم بهتر شده و یکم تمرین ویلون کردم البته بعد یک و نیم ساعت فقط تونستم دو خط بزنم و اونم بازم باید تمرین کنم این هفته تمرینات یکم سنگینه عرفانی میگه که سطحت رفته بالا باید سختتر بشه ترم سه هستم الان

 موهامو رنگ کردم و دو طرف موهامو دادم زهرا برام بافته خیلی خوشگل شده.

دیروز کل روز رو بیرون بودم یکم رفتم بازار گردی و اینا ارایشو لباس مناسب نپوشیده بودم حالا الانم لباس انچنانی ندارم و دیروز داغون بودم توی بازار بین اون همه دختر خوشگل و خوش رنگ احساس بدی به خودم داشتم و بعدش با یه نفر اشنا شدم که دکتر دامپزشکه حالا نمیدونم این چ ریخت ادمیه ولی فعلا نمیتونم درموردش نظر بدم 

یه خواستگار هم دارم از اینا بدتره :) اونروز زنگ زده میگه میام بریم هم دیگه رو ببینیم منم میگم باشه اان یه هفته ست حتی یه پیام صب بخیری خدا لعنتت کنه ای و فحشی سلامی هیچی که هیچی

من شبیه اون داستان و  فیلمایی شدم که با کلی ادم اشنا میشه و هی پشت سر هم  شبیه اونا شدم 

پسرا یه ریختی شدن 

یا من یه ریختیم

چرا اول پیشنهاد میدین بعدش که قضیه جدی میشه انصراف میدین مگه من مجبورتون کردم 

من مجبورت کردم بیای خواستگاری من

من مجبورت کردم بیفتی دنبالم و شماره بگیری من مجبورت کردم هی التماس کنی

چرا اینجوری هستین یا نکنید یا اگه پای یه کاری میرین تا ته اش باشین

یعنی من تا حالا مرد تر از خودم ندیدم 

یا میگم نه یا اگه بگم اره واقعا هستم

مثلا پسرا اینجورین که عه چ دختری بزا ببینم چ جوریه

عزیزم ملت مسخره تست تو نیستن بعدش مگه دختر و زن چهار گزینه ای نیستن که تستشو بزنین

این چ وضعیه

مخلص کلام این که  اوضاع یکم پیچیده شده و موضوع بعدی این که میخوام هر روز یا چن روز یه بار تمام اتفاقای زنگیمو بنویسم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۰۱ ، ۱۶:۳۸
mina mesri

در حال تمرین ویلون هستم

و همچنان مسر

دیروز برای زهرا یه گوشی خریدیم برای تولدش و من بیشتر از خودش خوشحال شدم شاید چون خودش همیشه به فکر بقیه ست خوشحال نشد و گفت چرا برای خودتون نخریدید خیلی دختر خوب و دوست داشتنی و فوق العاده ای هست امیدوارم همیشه سربلند و موفق باشه از اونا که اسمش سر زبونا میوفته ازاون معروف های موفق و خوشحال و خوشبخت

امروز بعد از مدتها هوا اردبیل گرم شدو تازه روی ماه خورشید رو دیدیم

دفتر الان خنکه 

منم فعلا حالم خوبه

اون ادمی هم که وارد زندگیم شده رو هیچ حسی ندارم بهش اما نمیدونم چرا دارم بی تفاوت ادامه میدم

البته میدونم حسی که من دارم رو همه پسرا دارن 

من نمیدونم چرا هیچ پسری رو باور نمیکنم حتی بنظرم دوست داشتنشون هم دروغه 

تا حالا کسی بهم بد نکرده یا دروغ نگفته ها ولی من از جنسشون خوشم نمیاد با چن تا از پسرا هم اشنا شدم در حد چن روز البته اما واقعا همشون برا باور پذیر نیستن یجورایی همه کاراشون مصنوعی هست و شاید 

و شاید خیلی مهم این که شاید اونی که باید ببینمو رو تا حالا ندیدم و شاید و باز و شاید همچین ادمی تو افسانه ها نوشته شده ، ایندفعه خجالت میکشم حتی بگم وشاید  افسانه ها هم وجود خارجی نداره مثلا مجنون اگه خوبه اگه مکمل و پرفکت هست چون از دور میبینیمش و حتی معشوقه هم ازش دوره

وصد البته اگه روزی از نزدیک باهاش اشنا میشدم اونم یه متقلبی بود شبیه همه مدعیان عشق و عاشقی و از این حرفا

البته احتمال یک درصد هم هست که من بد بینم ولی تا به الان جرعه ای اب توی اون لیوان ندیدم که بگم پره

بگذریم

الان نزدیک به یکسال شده که بلاگفا رو بستم و هی وسوسه میشم که برم و بنویسم اما همینجا به زور میام

ولی شایدرفتم ویه جور دیگه ای بودم

اون روز کلی حرف من باب این کائنات و فنگ شویی واینا نوشته بودم که پرید اگه حوصله ای بود یا اینجا یا بلگفا مینویسم

نقطه سر خط.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۶:۲۸
mina mesri

الان حالم خوبه

امروز کلاس موسیقی خوب پیش رفت البته عالی نبود ولی مث دفعه قبل همم نبود البته بگم که این بار قرص ضد استرس خوردم و رفتم

دارم لیلیم لی  فرات رو گوش میدم  فرات رو باید مثه فرهاد بخونی ولی بدون ه میشه فرات اسم ترکی هست همون فراتی که تو اوسس اول شد لیلیم لی در اصل مال ابراهیم تاتلی سس  هست درستش تاتلی سس هست من تالیس میدونستم معنی فامیلیش میشه صدایی که بسیار لذیذ  وخوبه دقیقا شبیه صداش شایدهیچ وقت کسی که فامیلی ابراهیم رو میذاشته فک نمیکرده یه همچین ادمی بدنیا بیاد که باصداش تموم کودکی ونوجونی و جوونی ماها رو بگیره اولش که بچه بودم داداشم گوش میداد و من بدم میومد اما وقتی بزرگ شدم وقتی رنج رو با جون و پوست و استخون فهمیدم که صدای بینظیری داره چ شعرای محشری داره

کسی که اینا رو بخونه که  البته اگه کسی باشه که اینا رو بخونه اگه اهل همین حوالی باشه مطمنم میفهمه که چی میگم 

وقتی صدای باخ یلدیز رو میشنوه مو بتنش سیخ میشه ولی اگه اهل اینحوالی نباشه مطمنم باز اسم ابراهیم تاتلیسس رو شنیده با صدای یلدیز تیلبه مو به تنش سیخ شده

وای فوق العادن

ادم حظ میبره از صداشون

من تازگیا فهمیدم من خیلی عاشق موسیقیم 

کلاس آوازم بایدبرم دلم میخواد منم بخونم

موسیقی بنظرم تنها چیزی هست که میتونه منو از کل دنیا جدا کنه و به یه عالم دیگه ببره 

فعلا همینا رو دارم

و اینکه میخوام برای خوندن زبان هم برنامه نویسی کنم

ببینم میتونم از این دوره مقدماتی ب برم برسم به سطح متوسط ا :))))

میتونم بگم همه زبان اموزای ایرانی اسیر این مرحله از زبان هستن یعین تا یه اپی رو باز میکنی یه کلاسی رو میری یا یه ویدیوی اموزشی رو شروع میکنی همشون اولش باید مرحله مقدماتی رو طی کنی بعد به مقدماتی ب برسی بعدش دلسرد بشی و بعد از چن ماه دوباره شروع کنی مقدماتی یک مقدماتی ب دلسرد بشی و بازم همچنان این سیکل ادامه داره

جالبی ش اینجاست که همه کتابا و اپ ها هم عین همن و درساشون اولش همونایی ان که بلد بودی

چن وقت پیش هر شب رمان انگلیسی میخوندم کیف میکردم ولی یاز ترک کردم

میخوام یه روتین خوب برا خودم بسازم البته بین خواستن و انجام دادن فاصله ای طولانی هست به اسم کمر همت

میخوام ببندمش 

نظرت؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۷:۰۲
mina mesri