برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

بایگانی

آره 

از دست دادن تمام چیزایی که بهشون باور داشتی سوگش خیلی سخت تره

من به سوگ تمام چیزایی که یهو رو سرم خراب شد نشستم

به سوگ ارزوهای نرسیده ام

به سوگ حرفایی که دیروز شنیدم

به سوگ اه و ناله های دیروز

به قسم های دیروز 

من برای همه چیز به سوگ نشستم

حس بدی دارم

دیگه برات شعری نمیخونم 

دیگه تموم شدی

هستی فقط هست یولی دیگه هرگز عاشقت نخواهم بود

نقطه سر خط

سخته ولی میتونم

منم میشم شبیه اونایی که بهت اهمیتی ندادن و تو بهشون غرور کردی

و من و... و همه مون فقط نگات کردیم

خوبه بنظرم باید به زندگی با نگاه منطقی نگاه کرد 

اینا قولمون زدند و من پخمه ترین ادم بودم

خیلی پخمه

 

گشتم تمام اهنگا رو تا که اروم بشم

https://www.youtube.com/watch?v=WkSEsHZGAFo

ممنون که هستی

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۹:۰۷
mina mesri

باورم نمیشه اون همه تمرین رو دادم به باد

خدایا چرا

دارم گریه میکنم

کمکم کن

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۸:۳۲
mina mesri

همین الان اهنگ وضعیت سفید رو تو اینستاگرام دیدیم

حالم بد شد

نتونستم گریه کنم

یکی از میتونم بگم فوق العاده ترین سریالایی که دیدم

بعد الان فیلم میسازن ...

یک بار تو هم عشق من از عقل میاندیش

بگذار که دل خود حل کند این مسئله ها را

...

دلم گرفت

کلا امروز دلم گرفته

کلی تمرین کردم و تمرینم به دلم نشست 

ولی فک کنم فشارم افتاد

دیگه کم کم میخوام روزه تو دور تند بره

و مسئله مهم تر اینکه

من چرا نمیتونم یه ادم درست درمون ببینم  خودم درست درمون نیستم

شاید...

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۶:۳۵
mina mesri

الان بیشتر از هر لحظه ی دیگه ای نیاز دارم که 

پولدار باشم

پول الان برای من حرف اول رو میزنه

اگه پولدار بودم الان برای دو قرون خودمو اسیر و ابیر نمیکردم

اگه پول داشتم ارزوی خودمو ارزوی خیلیا رو براورده میکردم

اگه داشتم اخ اگه داشتم

اما الان یه دخترم که پدرش فقیره پدر پدرش هم فقیر بوده و من یک فقیر زاده ای بیش نیستم.

ولی اگه یه روزی بهم بگن دوباره برگرد رو زمین مطمنا پولدار بودن رو انتخاب میکردم البته اگه به شانس منه اون زمون مث الان نمیشد ومن میشدم یه فلک زده ای شبیه قارون...

پول الان تو این دوره زمونه جواب میده الان همه به یه اگاهی خیلی عمیقی از ثروت و دنیا و مادیات رسیدن و من میبینم که پولدارا دارن به نحو احسنت زندگی میکنن

 

بیرون داره بارون میاد شدید دیگه هیچ اعتقادی به بارون و اجابت دعا و غیره ندارم

قبلا با زبون روزه قسم میخوردم و دعا میکردم ولی الان اونم نمبینم

با این که روزه ام ولی دلم نمیاد هیچ دعایی بکنم چرا؟

چون حس میکنم دعا منو داره به اعماق چاه ها میبره به جایی که رهایی ازش ندارم

یکی یه چیز خوبی نوشته بود به اینده دل نبند وقتی نمیدونی میبینی یا نه

در الانم غرقم که پر از نداری ونداشتن و حس کثیف بیخود بودنم

من نمیتونم با کاری که میکنم یه بخش کوچیک از خواسته های خودمو درست کنم  چرا اینقد ذهنم محدود و خودم بدرد نخورم.

این روزا این بیشتراز همه منو اذیت میکنه به درد نخور بودنم

نقطه.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۰۱ ، ۱۸:۵۹
mina mesri

امروز همه ترسامو نوشتمو انداختم توی اب

ولی بازم حسی که الان دارم قابل وصف نیست

از الانم حالم بهم میخوره از این بلاتکلیفی که خفه ام کرده

چی میشد گوشه چشمی به من بکنی کم زحمت کشیدم کم تلاش کردم کم زجر کشیدم و زهر چشیدم 

چرا غمم تموم نمیشه

چرا 

بخدا اگه راه فرار داشت همین الان فرار میکردم ولی محکومم کردی

چرا نمیای بغلم کنی لااقل

چراااااااااااااااااااا؟!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۰۱ ، ۲۲:۳۹
mina mesri

دوباره برگشتم به حالی که همه دنیا رو سرم آواره

خیلی میترسم ، خیلی میترسم ، خیلی

وقتی همه چیز همچنان توی هفت سال پیش گیر کرده

وقتی من مث خواب زده ها از خواب پریدم و دیدم همه چیز همچنان همونه

یه چیزی مث یه گرد باد عظیم منو احاطه کرد و ضعیف و ضعیفم کرده

خیلی میترسم که بازم نشه، انگار که بهم حکم ابدو یک روز رو داده باشن و شاید ببینم که حکمم ابد و یک روز هست 

اخر سال دیگه مطمن میشم که حکمم چیه

تا حالا اینقد حس نکرده بودم که خدا چقد جباره 

هیچوقت

میترسم ازش

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۰۱ ، ۱۱:۳۷
mina mesri

امروز باز اون حس لعنتی اومده سراغم

هورمونای به درد نخور

هم از اون دلم گرفته و هم امروز رفتم سر کلاس ویلون و آرشه کشی ضعیفی داشتم یکم حالمو گرفت خواهرم پرسید استادت سرت داد زد ،به داد نیست وقتی من کاری رو نمیتونم هیشکی نمیدونه که چقد ناراحت میشم چون من خودم بهتر از همه میدونم چقد باهوشم والبته خیلیا هم خوب میدونن ولی الان حالم گرفته ست خدا کنه بهتر بشم؛از یه طرفم بعد از افطار داغون میشم کل بدن ادم کوفته میشه

در هر حال من الان یکم حال ندارم

خدایا همه چی خیلی خیلی خوب درست کن

بقیه حرفا باشه برای بعد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۰۱ ، ۲۳:۵۰
mina mesri

سااال نو

امسال ساله منه

ایشاله

مبارک باشه ...

هنوزم استرس همه ی اون چیزایی که میخوام رو دارم

و همینطور ترسش رو

خدایا هستی مگه نه؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۰۱ ، ۲۰:۴۵
mina mesri

دیروز صفحه رو باز گذاشتم که چیزی بنویسم یادم رفته امروز اومدم دیدم عه همون عنوان 131 ام هست گفتم مگه دیروز نزدم نگا کردم دیدم چیزی ننوشتم دیروز...

اتفاقای عجیب و غریبی افتاده این روزا 

همون موقع کهه کارفرمام بهم گفت الان دستم تنگه بعدا حقوقت رو میدم رو نوشتم الان دارن میگن که ما اون موقع حقوقت رو دادیم

و من مث بزها شدم 

اینم از عاقبت دلسوزی 

و الان دارم هی به خودم میگم اشتباه از من بود که گفتم نزدیک عید حقوقم رو بدین که الان همشون قاطی پاطی شد !!!

تو چه روزگاری زندگی میکنیم تو جایی که اگه برای خودت کار نکنی کلاهت پس معرکه ست 

من الان که سی سالمه اگه بگن یه چیزی بگو که به درد کسی که ازت کوچیکتره ست بخوره همینو میگم فقط و فقط و فقط برای خودت کار کن

در هر حال یه ماهم هاپولی شد و رفت

خبر بعدی این که من چن روزی بود که پریود بودم وبه شدت حال روحی بدی داشتم خیلی بد و داغون 

دیروز میخواستم اینو بنویسم که 

من فک میکردم حالم خوب شده اما الان میفهمم اون غمی که روی سینه من شده ای آوار تا اخر عمرم از گلوی من دستاشو برنمی داره (فارسی توی خیلی جمله ها کم میاره) یه غمی هست که انگار تمومی نداره همیشه هست با من همراه من

آره 

من یه فیبروم توی سینه ام داشتم که کاملا قابل لمس بود رفتم دکتر سالها پیش و دکتر گفت چیز خاصی نیست حدود یکی دو سالی میشه که من کتفم و شونه ام و دستم بشدتدرد میکنه و بعد از کلی کن کاشت فک کردم شاید از اون باشه و ماه قبل رفتم دکتر که از شهریور وقت گرفته بودم

خلاصه که رفتم و فهمیدم که یه دونه نیست فقط فیبروم نیست کلی کیست هم هست 

دکتر بهم یه قرصی داده که یک روز در میاه باید بخورم و برای کنترل هورمون هست  که البته خیلی خوب تونسته هورمونم رو کنترل کنه اونروز سر محمد صدرا داد زدم چن تا سیلی زدم بهش و خودم دو روز چیزی نخوردم و فقط و فقط گریه کردم بی دلیل

بعدش دیروز نشستم و گریه کردم من ؟ منی که عاشق بچه هام محمد صدرا رو زدم سرش داد زدم 

چرا؟ من بچه بقیه رو نمیزنم چرا اینجوری شدم خدا انقد گریه کردم

امروز تموم شد پریود لعنتی

و اون قرص رو نمیخورم

چی بر سر من اورده بود کلافه بودم خیلی

الان بهترم

امروزم که کار کارفرمای نازنین ناراحتم کرد

چ کنم نمیدونم؟!!

ای خدا

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۰۰ ، ۱۷:۲۶
mina mesri

چیزی که در حال حاضر بصورت قطعی فک میکنم

خودکشی هست

حالم از همه چی بهم میخوره

قرصا رو ریختم اینجا ولی اینا بدرد نمیخورن

کاش مرگ همین الان خودش بیاد سراغم خسته ام خیلی

اگه بمیرم هم حتی دردم التیام نمیگیره این درد استخوان سوز

خستگی

بریدن

نفرت

خیلی خسته ام

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۰۰ ، ۲۰:۲۹
mina mesri