برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

بایگانی

اون روز تو اتوبوس به زور خودمو نگه داشتم به خودم گفتم گریه نکن میناا

ولی گریه آرومم میکنه

زندگیم خیلی بهم ریخته ست ،این آینده نبود که براش می دویدم

نمیدونم چی بگم

شاکر باشم یا نباشم

اومدم پایین میخام تنها باشم

جمله این آخرین پیگیریه حالم گرفت 

به کی بگم حرف دلمو به هر کی میگم درکم نمیکنه

من توی بن بستم ولی انقدر محکم وایمیستام که انگار نه انگار ،خسته ام

خسته ام از خودم ،از انتخابم ، از راهی که اومدم

کاش همون موقع ها با یکی ازدواج میکردم و خلاص حتی درسم نمیخوندم

کاش تنها هدفم ازدواج بود نه ازدواج موفق فقط صرفا ازدواج

کااااش اینی که الان هستم نبودم

همین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۰۲ ، ۲۱:۵۴
mina mesri

من مستحق خوبی ، خوشی ،آرامش نیستم

من بنده تو نیستم 

چ میشه دنیا به روی منم بخنده،چ میشه منم برسم به چیزایی که میخام

داری چیکار میکنی با من؟

چرا داری آوار میکنی تو سرم تصوراتم رو

فک کردم خوبه اما اونم خوب نیس

اونم درد جدیده

نمیدونم چیکار کنم ، از چی بگم ، چی رو بنویسم 

من هیچوقت فک نمیکردم اینقد بلاتکلیف باشم ،حتی خبر استخدام هم خوشحالم نمیکنه

دیره ،هر چند میگن هیچ وقت دیر نمیشه

من خیلی اشتباه کردم خیلی هم از نظر انتخاب درس و دانشگاه، هم ازدواج و هم کار

من یه اشتباه کاملم

چیزی ندارم بگم. شرایط سختی دارم ،حال روحیم بهم ریخته ست 

میگذره میدونم

اما لیک ...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۸:۳۶
mina mesri

یه چیزی تحریک میکنه حلقمو

میخام بالا بیارم قلبموو

عووووق

چ کنم؟؟!!

کجا برم ؟؟!!

تا کی؟؟!!

یه جایی شنیدم گفت با بزرگ شدنت کنار بیاا ، اما استخون دردش شدیده خیلی شدید داره به مغز استخونم میزنه، حالم خیلی بده 

از این سر در گمی از این بلاتکلیفی چ کنم

تو بگو...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۰۲ ، ۱۸:۳۱
mina mesri

بلاخره من تونستم برم مسافرت

اولین مسافرت تنهایی

الان تو اتوبوسم ، اتوبوسی که همه جاش میلرزه ، وی آی پیه مثلن

زانوهام درد میکنه

امیدوارم خوش بگذره.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۰۲ ، ۰۴:۲۷
mina mesri

دارم با اشک مینویسم

زندگی کردن بعضاا شبیه مرگه

من زیاد شنیدم اینجا گفتن فلانی از گور به خونه رفت 

من اونم 

من زندگی نکردم

خیلی اشنباهی رفتم امروز یهو به خودم گفتم کاش من الان ۱۷ سالم بود کاااش بود

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۰۲ ، ۲۳:۳۶
mina mesri

اولین سال قرن تموم شد

۴۰۱ هم تموم شد

یه سال دیگه رو عمرم اضافه شد 

نه کاری کردم و نه اونی شد که میخاستم، تموم شد

بدو بدو ها هم تموم شد الان که دراز کشیدم کمرم بشدت درد میکنه بلاخره به استراحت رسیدیم

من حتی به لحظه سال تحویل نرسیدم 

جلوی اینه بودم دویدم که برسم سال تحویل شد دعایی نکردم هیچی فقط رقصیدم دیدم که تموم شد شوکه شدم و خواهرم لیلا گفت برقص منم رقصیدم 😄

امیدوارم سالی باشه که همیشه منتظرشم

آزادی بیاد ،خوشی بیاد ،ارزونی بیاد ،مسافر پاییزس بیاد ،زندگی به زندگیم بیاد ،خلاصه همه چیزای خوب و شاد بیاد آرامش بیاد همه چی بیاد فقط بخندیم و بخندیم

 

خدا کنه سال بعد به خودم بگم چی شد که همه آرزوهام براورده شد

دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور  

البته این به معنی

"ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن " هستش

آمین

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۰۲ ، ۰۳:۰۲
mina mesri

داره تموم میشه

امسال هم...

ولی دلم میخاست یه  جور دیگه ای تموم میشد امااا کی به دل خواست من بود که الانم باشه 

دلم میخاست امسالم فعالتر باشه حالا که از سر کار اومدم بیرون بیشتر خوش بگذرونم بیشتر زندگی کنم اما افسوس زندگی نذاشت 

دلم میخاست دیگه توی دهه چهارم زندگی با یکی باشم باهاش وقت بگذرونم اما بازم نشد جبر نذاشت زمونه نذاشت یا زمان نذاشت واقعا نمیدونم

از زندگیم راضی نیستم از اینی که هستم راضی نیستم فک کردم وقتی که زرنگ باشم باهوش باشم درست باشم پاک باشم همه چیر رو خواهم داشت اما نتیجه چیز دیگه ای شد

نتیجه این شدم

هیشکی از دلم خبر نداره کسی چ میدونه که من تو ۳۲ سالگی نباید لنگ کار باشم لنگ رابطه باشم لنگ شوهر باشم یا لنگ حتی یه دیقه زندگی که دلم میخاد

با گریه کردن چیزی درست نمیشه میناا

الانم بخواب فردا صبح قراره بری پی کاری که هرگز دوسش نداشتی که احتمالا قبول نکنن چی بگم اگه شد که هیچ دوباره شروع مجدده اگه نشه میبوسم میزارم کنار 

هفته پیش دلم میخاست درست کنم برم شمال ولی نشد چقد استرس و اضطراب بیخودی داشتم

من چقد بدبختم 

نمیدونم دلم چی میخاد مگه چیزایی که میخام رو دارم 

پی به اینایی که داری هر چند بد هر چند  کم هر چند خیلی خیلی کم خوب قانع باش مینا

قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته همین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۰۱ ، ۰۰:۴۱
mina mesri

امروز روز تولدم بود

مث همیشه تنهااا

از زندگانیم گله دارد جوانیم 

خیلی غمگینه این شعر و زندگی من

این روزااابد جور به بد شانسی خودم میرسم یا بهتر بگم دارم با چشمای کاملا باز نگاهش میکنم از شانسم باید کلاس داشته باشم در حالی که نمیخاستم میخواستم استراحت کنم  و برم شمال چن روزی بعد از تموم شدن قالی ولی درست فردای تموم شدن قالی این حالمه شمال هم کنسل شد 

البته از یه طرفی هم خوب شد بعد از اینکه متهم شدم به پول دوستی دلم میخاست نرم دلم خواست نرم که اینقدی که برام هزینه میکنه هزینه نشه ، من در جریان پول دوستی خودم نیستم انگار چ انتظاراتی دارم چرا من اینقد بد شانسم در عین این که فک میکردم با بقیه فرق داره دیدم دقیقا شبیه بقیه ست تنها دلیلم اینه که از اینجا برم برم فقط دور شم ، نمیدونم به چ قیمتی ولی میخام برم ،خستگی نایی برام نذاشته ،شاید انتخابش نکنم برای رفتن ،میدونم کار درستی نیس ولی من لیاقتم تنهاییه

من فک کنم با تنهایی بتونم بقیه راه رو ادامه بدم اگه فقط بزارن

نمیدونم چی بگم 

خیلی اوضاع پیچیده ای دارم

اینم از سی و یک سالگی که تمام شد 

همین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۰۱ ، ۰۰:۴۵
mina mesri

بلاخره قالی تموم شد،بازم اسفنده و تب خال زدم

یه روز نگذشته از تموم شدنش تو گروه میگن کلاس لازمه ،من میترسم استرس دارم 

چرا برای من استراحت ننوشتن چیکار کارکردم که تو طالعم اینا رو نوشتن

ترس رو

اضطراب رو

چ کنم چ کنم رو

خسته شدم بقول ترکیه ای ها بیککدم خیلی زیاد

دلم میخاست قالی تموم شد برم شمال یکم استراحت کنم رفتنم هم واقعا در حال حاضر برام هبچ لطفی نداره برم تو استرسم برگردم توی اضطراب برمیگردم 

نمیدونم چ کنم

خدایاااا

راه گشایش بزار جلو پام

کارم خیلی پر استرسه

چ کنم خدا، خسته شدم از بلاتکلیفی ،تکلیفمو زودتر روشن کن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۰۱ ، ۱۷:۵۳
mina mesri

از گذشته هام یکم پشیمونم و دلگیر

تا الان کار میکردم 

من فقط فک کردم الان وقتش نیس من فک کردم اگه ازدواج کنم بد میشه اما الان فک میکنممیتونستم خیلی چیزا رو عوض کنم ، من خیلی به خدا متکی بودم بحاطزش خیلی کارا کروم درسته غلط بود اما به من غلط نشون دادن این تقصیر من نیس در نفس عمل چیزی تغییر نمیکنه اره حماقت محض بود ولی من بخاطر خدا کردم اما اون بخاطر من یه قدمم بر نداشت الان فک میکنم که خدایی نیست شاید ،شاید من به در بسته زدم 

من انتخابم اشتباه بود 

امروز بیشتر به این انتخاب اشتباه فک کردم ، به این که در این تاریخ در حالی که همه از عشق حرف میزنن من 😑

من دادم اشتباه میکنم یه نفر که نمیتونه توقعات معمولی منو براورده کنه ؟  نمیدونم به خودم میگم مینا ته اش این بودی ، احتمالا اینم نبودم ،اگه بیشتر جلو برم بیشتر به سنم اضافه بشه اینم نیس ، با این اوضاع زندگیم ،با این شرایط مالی ، با این شرایط ظاهری و از همه مهمتر با این عرضه ای که دارم

تو اینده قراره چی بگم ، بازم مث همیشه پشیمون میشم؟؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۰۱ ، ۰۳:۰۳
mina mesri