برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

برای دلم

من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست......

بایگانی

یکی از جذابترین ماههای سال ماه اسفنده ....

هرچند از راه نرسیده بوی خریداشو شلوغی خیابونا وبازارا به گوش میرسه

البته نباید از این نکته بسیار مهم غافل شد که همه این اتفاقا و ذوق داشتنا وقتی خیلی پر رنگتر هست که پای پولی در میون باشه.....وگرنه ...

بقول یه عزیزی

خدایا جیبامونو مثل دلامون خالی نذار.......امین

خواهرم میگه چن وقت پیش یکی از این کسایی که هستن وایمیاستن جلو پاساژا ومغازه هاشونو تبلیغ میکنن به یه اقایی گفته اقا همه جنسامونو حراج کردیم ببین پالتو هامون چقد ارزونه .....یارو هم در عین خونسردی وناباوری برگشته با صدای بلند گفته اقا بگو هزار تومن وقتی ندارم چی بخرم .....:)))))))))))

البته راستم گفته والا


اما خب فارغ از دغدغه  همیشگی که همون پول هست بایرام آییی یه چیز دیگه است .....پول که همیشه خدا نیست مهم دل خوشه که این روزا ادما دارن ......انگار همه ماه رو صب کردیم که نزدیک عید بشه حتی خلال دندونمونم بخریم .....خدایی دلچسبتر از این هست ......حالا دوست من همه سالو برا گوشیش شارژ نمیخرید میگفت گذاشتمش دم عید بخرم ....حتی در این حدم داریم .......حالا من که به این سن رسیدم تا حالا نفهمیدم که چرا ادم همه ی لزومات زندگیشو نگه میداره تا دم عید بخره ....نمیدونم چرا؟

بنظر من همه ی این اتفاقای ریز و درشته که برای هیجان به دست اوردن همهی ایده ال ها ،عید رو برامون جذاب وجذابتر میکنه .....

همه چیز عید وسال تحویل خوبه وعالی یه جور هیجان وخوشحالی وتحول وسر زندگی هست بغیر چن تا نکته اساسی یکی این که وقتی سال تحویل میشه یه جور افسردگی فلسفی به سراغ ادم میاد یه چیزی شبیه به این که :سنت بالاتر رفت وداری پیر میشی

این نوع افسردگی رو خودم کشف کردم البته این نوع افسردگی زمانی که به روز تولدت نزدیک میشه هم هست .....یه نوع دیگه افسردگی هم هست که خواهر گرامیم کشف کرده که بهش میگه افسردگی بعد از حمام .....البته جزییاتشو از خودش باید بپرسم بعدا در یه پست مفصلن در موردش مینویسم......

بدی دیگه عید سر وصدای ناشی از ترقه واین چیزاست که من ازش بیزارم وحتی همین الانم داره از کوچه به گوش میرسه

و بدی دیگه دید وبازدید عید هستش که من با بازدیدش خیلی مشکل دارم (البته دارم با ترس از این جمله یاد میکنم چون ممکنه برام اتفاقی بیوفته که خدای نکره خدای نکرده .....اونوقت خواهران محترمم هی بهم سرکوفت بزنن که این ناشی از ناشکریت .....پس بگذریم از این جمله)

بدی دیگه اشم فک کنم برای سرپرستای خانوارها هستش که پرهزینه هست وپول وپول وپول نیاز داره

دیگه مابقی خوبی وخوشی

پس برای همه ی این خوشی ها باید خیلی زیاد شاکر باشیم

الحمدالله...الحمدالله...

همین


پ.ن 1:اگه برا شما هام بدی داره خوشحال میشم منم در جریان بزارین :)

2:این اکتشافات مال من و خونواده منه پس خواهشا سرقت روانشناسی نشه(ایکون چشمک)

3:یادم هست ......ممنون بابت این که تو برگشتی به این خونه وبه دلم...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۳۲
mina mesri

خنک ان دم که بگویی

که بیا عاشق مسکین

که تو اشفته ی مایی

سر اغیار نداری



مولانا- یاداشت در روز 7 ،نهمین ماه سال نودچهار

همین

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۳
mina mesri

و چه بی ذوق جهانی که

مرا

بی تو ندید....




محمد علی بهمنی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۵۹
mina mesri

اردبیل داره برف میاد

بلاخره اون طور که دلم میخواست برف میاد.....

چیه ادم خجالت میکشه دوتا دونه برف .......به این میگن برف .....

خدا جون دوسه روز همینجوری باشه ......عاشقتم

شکر


مثه عکس رخ مهتاب که افتاده در اب

در دلم هستی وبین منو تو فاصله هاست....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۴۲
mina mesri

 ما شبی دست بر آریم ودعایی بکنیم

                                   

                                        غم هجران تورا چاره ز جایی بکنیم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۲۷
mina mesri

اینروزا هم داره میگذره

گاهی با جنگ ودعوا

گاهی هم به صلح وارامش


اما هنوز هیچ کدوم از گلایه هام از بین نرفتن و هنوزم اصرار من برای بودن تو

دارم تمام سعیمو میکنم که خودم باشم

راستی یادم نرفته هنوز باید خیلی چیزارو نگفت .....


امروز اخرین دوره از کلاس خیاطی بود و امتحانش ،با تمام دلخوریام ،مربیمون چیزی که دوخته بودمو پسندید اینو مینویسم که یادم بمونه کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من......مامان بزرگ تو بیمارستان بستریه و من همین الان از پیشش میام با اینکه هوای بیمارستان باهام سازگار نیست ولی امروز خوب بود......شبام سرم به فیلما گرمه .......اخ گفتم فیلم

کیمیاااااااا........فک کنم صدا وسیمای جمهوری اسلامی فقط یه کیمیا رو تو افتضاحیه خودش کم داشت که اونم به کلکسیونش اضافه شد .......تبریک میگم به این روش اسلام پروریشون ........حتی نمیشه گفت متاسفم برای نویسنده ای که این همه ملت رو سر کار گذاشته وکارگردانی که گفت کیمیا نماد یک بانوی ایرانیه........متاسفم برای طرز فکرش یا بانوی ایرانی رو نمیشناسه یا واقعن از افتضاحی که به بار اورده خبر نداره...........اولین باری که فیلم کیمیا رو دیدم یه مادری بود که بعد از بیست سال پسرش رو میدید بخاطر آرش نگاه کردم وحالا دیگه نمیخام نگا کنم ..........فک کنم دیگه ماها عادت کردیم به سریالایی که دختر ایرانی از شوهر اولش جدا میشه تا به عشق سابقش برسه ...

وقتی همه میگفتن اخرش کیمیا از ارش جدا میشه وتا با پیمان ازدواج کنه باورم نمشد نویسنده انقد سطحی باشه که یه همچین کاری بکنه اما حالا مطمئن شدم نویسنده یه همچین نظری داره.....

اگه این اتفاق بیوفته

قبل از همه برای خودم متاسفم بعنوان یک بانوی ایرانی  که کیمیا نمونه بارز منه.......

متاسفم برای ادمایی که فک میکنن همه سرشونو تو برف کردن.......


به هر حال ما عادت داریم به برنامه های اب دوغ خیاری .......هرچقدرم برنامه ای خوب و وزین باشه به همون اندازه دشمن داره وزودی از انتن برش میدارن که مباد انتن تلویزیون برنامه ی خوبی ببینه.......


این نیز بگذرد...


همین


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۴ ، ۱۷:۱۱
mina mesri

اگه خیالهای لعنتی هم تمومبشن

میتونم به سالای قبل بر گردم.............





راهی نمانده است...





پ.ن: دلم درد ودل حسابی میخاد اما نمیخام اینجا باشه........یکم به نتیجه بدی رسیدم اینکه قطر حریم خصوصیمویکم بیشتر کرده ام  باید برا جبرانش خودموبزرگتر  کنم


یه وقتایی بود که
(خودمو میگم)همه نوشته هامو قایم میکردم که مبادا کسی بفهمه من چ فکری در مورد ادما در مورد خودم دارم اما دنیای مجازی انگار برا همه ،این پنهون کاریا و تو هاله موندنا رو از بین برده و یکم ادما رو پررو تر کرده ........انگار که دیگه حریم شخصی معنا ومفهومی نداره...


فعلن  من میخام  برای خودم باشم نه برای جلب نظر بقیه


همین

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۴ ، ۱۶:۴۰
mina mesri



خنک ان قمار بازی که بباخت هر چه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر


بقول بابام هیچ وقت ادما نمیتونن برای این بیت شعر،توضیحی بیارن که به همین اندازه موجز باشه"،همیشه میشه ادما تمام حرفا رو با شعر بگه وهزاران هزار مفهوم به طرف مقابل منتقل کنه،همین بیت شعر تمام حرفای این روزای منه وشاید تا اخر عمر،یعنی معنیش تا اخر عمر من ادامه داره...

احسنت به مولانا که تموم کرد همه ی حرفای عشق ومستی رو،من عاجزم        همین

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۴ ، ۱۶:۳۱
mina mesri

رهنمایی کی توانی        ای که ره خود ندانی


- اوه  خب! اما قبول داری که اخر برای جلب توجه تو،این حرفهای بیهوده لازم بود؟انسان همانطور که به چیزهای خنک وخشن اعتنایی نمیکند به موضوعهای  ساده وروشن هم توجهی ندارد و از انجایی که ما خودمان سرد وبی روح هستیم حرارت بخشیدن وروح دادن به اشیا هم برای ما میسر نیست .حالا بنظر می اید که ما طالب رویاها وافکار زیبا،خواهان ارزو ها وشگفتی ها هستیم زیرا که زندگانی ای که ما درست کرده ایم فاقد زیبایی و ملال اور وتیره است ان واقعیتی را که زمانی میخواستیم با شور و هیجان از نو بسازیم مارا در هم شکسته و خورد کرده........ چه میشودکرد؟.......ممکن است انسان به یاری تخیل و تصور برای مدت محدودی از زمین دل برگرفته به اسمانها پرواز کند واز نو به جایگاه از دست داده خود نگاه کند .جایی که از دست داده ،ایا ممکن نیست؟

برای اینکه

انسان حالادیگر سلطان روی  زمین نیست "بلکه برده وغلام زندگی است" غرور خاصه ی اشرف مخلوقاتی را از دست داده زیرا در برار حقایق سر فرود اورده ،اینطور نیست؟از حقایقی که خود درست کرده نتیجه گیری میکند وبه خود می گوید :

" این قانون تغییر ناپذیری است!"

هنگام پیروی از این قانون توجهی ندارد که در راه ازاد وخلاقه زندگی خود،در راه مبارزه برای این حق که بتواند چیزهای کهنه را در هم شکند وچیزهای نوی ایجاد کند سدی نهاده است.بله اوبرای زندگی مبارزه نمی کند بلکه فقط خود را با ان منطبق می نماید


ان ایده ال هایی که به خاطر انها انسان بتواند به کارهای خطیر وفداکاری های مهمی دست بزنند کجاست؟کو؟

بهمین دلیل است که انسان اینقدر بیچاره وزندگی فلاکت باری دارد...........عده ای نادانسته و کور کورانه در تکاپوی چیزی هستند که به روحشان الهام گردد و ایمان مردم را نسبت به انها بر انگیزند واغلب به ان سمتی که همه چیزش ابدی و مردم متحد میسازد وجاییکه خدا وجود دارد،رو نمی اورند..........مسلما انهایی که درراه وصول به حقیقت اشتباه میکنند هلاک میشوند!بگذار هلاک شوند نباید مانع شد.تاسف خوردن برا انها فایده ای ندارند، ادم زیاد پیدا میشود!

فقط اشتیاق و تمایل روح بخدا مهم است،و اگر در عالم ارواحی یافت شوند که شوق الهی انها را فرا گرفته باشد ،خدا با همان خواهد بود وجانش خواهد بخشید. این است جذبه بی پایان به سمت کمال!

اینطور نیست؟


- بله همینطور است...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۴ ، ۱۸:۴۶
mina mesri

زمستون زودتر از اونی که فکرشو میکردم رسید..........

چی باید گفت

چی باید نوشت...


وقتی همه حرفا تکرایه.........




همین!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۴ ، ۱۱:۵۴
mina mesri