اینقد که ننوشتم نوشتن یادم رفته
اینقد که نفس نکشیدم نفس کشیدن یادم رفته
و اینقد که فک نکردم فک کردن یادم رفته
از وقتی آزاد نبودم آزادی یادم رفته ...
اینقد که ننوشتم نوشتن یادم رفته
اینقد که نفس نکشیدم نفس کشیدن یادم رفته
و اینقد که فک نکردم فک کردن یادم رفته
از وقتی آزاد نبودم آزادی یادم رفته ...
سلام
بعد از مدتها
امروز نشستم و همه کامنتا ی سالهای خیلی پیش رو خوندم و حال کردم و خندیدم ...
چقد اخلاق من عوض شده
شایدم اون موقعها جوونتر بودم و پر انرژی تر
ولی الان نا امید
کم ایمان
و بی اعتماد به همه چیز و همه کس
عجیبه زندگی
کاش میشد همه چیز اونطور که میخاستیم میشد
ولی افسوس از این تقدیر
چ کنیم با دل خویش...
:)
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی
توسط اینجانب
بسته است.....
بقول وحشی بافقی
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
پ.ن : در هر حال ببخشید که این مدت چشماتون به درد اومد و نوشته های مرموز منو رو خوندید و حرص خوردید.....
ممنون از همه
همین
یه وقتا ادم دلش میخواد
یه قصه بود یا توی دل یه فیلم.
اما
یه وقتا زندگی ادم خیلی قشنگتر از
هر چی فیلم وقصه است.
همین
ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﻧﻨﮓ ﺑﺒﺨش ﻭ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻣُﻬﺮ ﺩﺍﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺯ
ﻛﻪ ﺩﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﻡ ، ﺟﺰ ﻭﻗﺖ ﻧـــﻴــــﺎﺯ
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
پ.ن: این غزل جز غزلهایی هستش که هم خیلی دوسش دارم وهم خاطرات هشت سال پیش رو داره ،یکی از بهترین غزلهایی هست که من از حفظ هستم البته الان کمتر یادم هست اما اون بیتی که بولدش کردم ودرشتر از همه هست الانم خیلی خیلی دوسش دارم،انگار امروز روز خاطره هاست .... خواهش میکنم حتمن حتمن دقیق بخونیدش حتی اگه چیزی از شعر نمیدونین،نمیدونم چرا اما انقد حال خوبی داره که از ته قلبم دوس دارم به همه منتقل بشه ، دیشب گله زلفش باباد همی گفتم...
واقعیت داره که یه وقتا سختیای زندگی بهترین خاطرات زندگین....امروز روز سختی بود اما شیرین ....
همین
فکرشو کردم
اما
خیال میکنم، دور بودن خیلی سخته واز نزدیک بودن میترسم...
ترس
تنها چیزی که بعد از سالها عوض نمیشه مگر چشمات شاهد باشن...
امان از دست چشمها
زدست دیده و دل هر دو فریااااااااااد...
همین
شب هنوز نرفته اما تو چرا بیداری؟
نکنه این همه دردو تو میخوای برداری؟
تو که گفتی همه شب من توی خوابت هستم
کاشکی امشب خود من چشم تو رو می بستم
من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد
معنی معجزشو زود به قلبم برگرد
جاده تحویل بهاره حالمو زیبا کن
روی دنیای منو به روی عشقت وا کن
کاشکی امشب مث ماهی توی تنگت بودم
مث سالای گذشته مات و گنگت بودم
کاشکی امشب مث عشقای تو کوتاه میشد
اون که باید برسه این دفعه پیدا میشد
ترانه:از فرزاد حسنی
پ.ن:فقط خواستم بعنوان یه هوادار به خودم بگم که من خاطرات خوب رو هرگز یادم نمیره....برعکس کسایی که فقط پشت سر هم قیل وقال درست میکنن......هر کس مختاره هر برداشتی بکنه اما حق نداره کسی رو زیر سوال ببره
هنوز یادتونه نه؟
من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد